آیا استراتژی ادغام برای صنعت خودرو جواب می دهد

86
0
اشتراک گذاری:

صفیه رضایی

چندین سال است که پیشنهاد ادغام و خصوصی سازی در صنعت خودروی کشور مطرح می شود اما مشکلات نهادینه شده ای وجود دارد که خودروسازان زیر بار این طرح نمی روند.

در حدود ۷۰ سال است که در کشورما، خودرو مونتاژ و تولید می‌شود؛ تا به اکنون هر کشور دیگری بود، پیشرفت چشمگیری در عرصه صنعت خودرو به دست می‌آورد و علاوه بر تولید خودروهای باکیفیت، صادرات هم انجام می‌داد. اما ما در این وضعیت نیستیم»؛ این نگاه نقادانه در حالی است که  نوسانات صنعت خودرو همچنان ادامه دارد و این روزها سخن از واگذاری سهام دو خودروساز بزرگ کشور نیز شنیده می شود. البته سال‌هاست خصوصی‌سازی صنعت خودرو مطرح می‌شود اما به‌دلایلی هنوز این طرح اجرایی نشده است؛ نسخه ای به ظاهر کاربردی که در برخی از صنایع عملیاتی شد؛ اما از آنجا که با مدیریت نادرست نتوانسته‌اند حرکت روبه جلویی داشته باشند، برخی منتقدان با خصوصی‌سازی صنعت خودرو نیز مخالفت می‌کنند.

در مقابل موافقان این طرح معتقدند که با خصوصی‌سازی، صنعت خودرو پویاتر شده و چون صاحب آن، غیردولتی است و پول نفت را در اختیار ندارد، دلسوزانه از سرمایه خود محافظت می‌کند و می‌تواند پله‌های ترقی را با سرعت بیشتری طی کند. اما مخالفان طرح خصوصی سازی بر سر اهلیت افراد برای در اختیار گرفتن این صنعت استراتژیک در کشور اتفاق نظر ندارند. در این میان موضوعی که به‌ صورت موازی با مطرح شدن خصوصی‌سازی برای این صنعت عنوان می‌شود، ادغام دو خودروساز بزرگ است؛ اقدامی که در سایر کشورهای صنعتی نیز اتفاق افتاده است. برخی کارشناسان اقتصاد، تعداد زیاد کارخانه‌ها را دلیلی بر ناکارآمدی این صنعت دانسته و این‌گونه بیان می‌کنند که با ادغام واحدهای گوناگون، قدرت مانور صنایع برای سرمایه‌گذاری، ارتقای کیفیت، نرخ تمام شده رقابتی و روزآمدی بیشتر خواهد شد.  با این وجود این اعتقاد نیز وجود دارد که ادغام خودروسازان، آنها را به یک غول بی‌رقیب تبدیل خواهد کرد و در این شرایط اقتصادی عملا بازار به یک شرکت بدون رقیب سپرده خواهد شد. البته این ادعا نیز وجود دارد که مخالفت با ادغام خودروسازان با استناد به موضوع رقابت بین ایران خودرو و سایپا توجیه قابل قبولی نیست.

مشکل از کجاست؟

از جمله خسارتهای موازی کاری این دو خودرو ساز ایجاد ظرفیت های خالی در خودروسازی های بزرگ کشور است. منظور فقط ظرفیت تولید نیست؛ بلکه  ظرفیت های قطعه سازی، مهندسی، تحقیقاتی، مالی و سرمایه گذاری، فنی و تکنولوژیکی، فروش، خدمات پس از فروش، بیمه و هزاران ظرفیت خوب دیگری که ایجاد شده ولی هنوز هم به شکل موازی ایجاد می شود و بهره وری راکاهش می دهد. نتیجه این که نه مشتری راضی است، نه خودروساز؛
براساس این دیدگاه با ادغام این دو خودرو ساز قطعه سازان و خودرو ساز جدید با ظرفیت های بالا کار خواهند کرد. موازی کاری ها از بین خواهد رفت و هزینه های تولید کاهش می یابد که منجر به کاهش  قیمت محصول نهایی می شود. همچنین هزاران میلیارد تومان سرمایه های مازاد آزاد خواهند شد که با استفاده از این منابع مالی بزرگ می توان ضمن پرداخت بخش عمده بدهی ها به بانک ها و قطعه سازان تحرک و پویایی لازم را در صنعت خودرو سازی کشور ایجاد کرد.

طرح هایی برای همه فصول!

اما سوالی که در میان این همه اما و اگر مطرح می شود این است که آیا ادغام در شرایط فعلی اقتصاد امکان دارد؟ یا اینکه خصوصی سازی در صنعت خودرو صحیح است؟

به نظر می رسد که مسئله به این سادگی نیست؛ چرا که چگونه می توان انتظار داشت که دو خودروساز بزرگ با تولید در تیراژ چند هزارتایی چنین امری را بپذیرند؛ اینجاست که می توان صورت مساله چندین ساله ادغام را برای همیشه غیرمنطقی و بی نتیجه دانست و به خبرهایی که هر از چند وقتی درباره آن می شود بی توجهی کرد؛

 شاید تمایل داشته باشیم که بگوییم این تئوری برای کتاب ها مناسب تر است تا در عالم واقعیت؛ اما درباره این رویداد صنعتی و اقتصادی با تامل چند نکته را می توان از ذهن گذراند؛ نکاتی که اگر حل و فصل شود شاید دیگر نتوانیم به آن تئوری غیرمنطقی بگوییم؛

نخست اینکه به باور اقتصاددانان فرهنگ ما تعاونی‌محور نیست و نمی‌توانیم با یکدیگر و به‌طور گروهی کار کنیم. در واقع فرهنگ کار جمعی در بین ما وجود ندارد. ما در واحدهای آموزشی، برای کار جمعی آموزش ندیده‌ایم؛ در نتیجه شیوه‌های انجام کارهای گروهی را نمی‌دانیم و نمی‌توانیم در این رویکرد به‌طور موفق عمل کنیم و این‌گونه است که درحال‌حاضر ۱۰ تا ۲۰ قطعه‌ساز داریم که یک قطعه خودرو را تولید می‌کنند. چگونه می توان انتظار داشت در قالب ادغام یک خط تولید مشترک راه بیافتد، آن هم برای خودروسازانی که تا دیروز یک بخش تحقیق و توسعه جداگانه داشته اند؛ به نظر می رسد که اینجا صحبت کردن درباره فرهنگ تعاونی محور کافی نیست و باید از فضای انحصار ، رانت و رقابت نیز سخن گفت؛

نکته دیگر اینکه اگر خودروسازی کشور دارای مدیریت غیردولتی و خصوصی بود این موضوع با جدیت بیشتری دنبال می‌شد. اما از آنجایی که مدیریت خودروسازی با دولت است، نه شخص؛ در نتیجه افرادی که چند صباحی مدیریت خودروسازی‌ها را برعهده دارند، سود و بهره‌ای از آنها نمی‌برند که نسبت به ادغام و مجموعه شدن آنها نگرانی داشته باشند. از این رو می توان گفت پیش نیاز ادغام، خصوصی سازی است. به باور دیگر زنجیره ای از اقدامات باید انجام شود که به نظر نمی رسد به این سادگی امکان پذیر باشد.

طرحی آزمایش شده

اما راهکار اجرایی برای حل این موضوع ، تولید مشترک متشکل از دو خودروساز با ماموریت مشخص در حوزه توسعه و تامین محصولی خاص و حتی خط تولید مشترکی می تواند باشد، همان‌گونه که این مدل از همکاری بین خودروسازان داخلی و شرکت‌های فرانسوی به مراتب آزموده شده است. اما چه کسی باور می کند که هر کدام از خودروسازان داخلی میلیاردها تومان واحدهای سرمایه گذاری و تحقیق خود را برای ارزش هایی چون: بهبود کیفیت تولید، ارزش افزوده بالاتر، تولید مشترک ،… فدا کنند؟

جراحی صنعت خودرو

در بررسی و واکاوی موضوع مورد نظر چند نکته به ذهن می رسد؛

 برای اصلاح فرهنگ تعاون محور و توسعه صنعتی؛ به یاد داشته باشیم که تحولات در زیرساخت‌های فکری می‌تواند به پیشبرد اهداف صنعتی کمک کند؛ از این رو باید فرهنگ جامعه را تغییر دهیم؛ چراکه فاصله زیادی با توسعه‌یافتگی داریم. به نظر می رسد که باید فرهنگ صنعتی ما و نگاه به توسعه تغییر کند؛

برای تسریع روند خصوصی سازی در صنعت خودرو؛ دولت خود را باید از امر تصدی‌گری صنعت خودرو رها کند که این امر یک روش فرار رو به جلو برای دولت برای عدم پاسخگویی است.  البته ممکن است بخش خصوصی برای امر تصدی‌گری صنعت خودرو اظهار عدم توانایی مالی کند.  در این بین شاید بانک‌های بخش خصوصی و یا هلدینگ‌های بزرگ بتوانند با یک سرمایه‌گذاری مشترک بخش اعظمی از این سهام را خریداری کنند.

استراتژی‌های مختلفی در صنعت خودروسازی دنیا وجود دارد؛ بنابراین به این سادگی نمی‌توان برای  صنعت خودروی داخلی راه‌حلی کوتاه مدت در نظر گرفت. این صنعت نیازمند آینده‌نگری ۲۰ ساله است؛ بنابراین تصمیم‌گیری در کوتاه مدت و شرایط بحرانی، خیلی صحیح نیست.

به علاوه اینکه ، در حال حاضر خودروسازهای جهان سرمایه‌گذاری‌های سنگینی حوزه خودروهای برقی انجام می‌دهند. باید دقت کنیم که آینده خودرو به کدام سمت می‌رود و تقاضای بازارهای جهانی به سمت کدام محصول کشش دارد. این تغییر و تحول باید در یک برنامه‌ریزی ۲۰ ساله در نظر گرفته شود، در غیر این صورت خودروسازی ما زیر بار رقابت از بین خواهند رفت. 

برچسب هاپژوهش ها

به این مطلب امتیاز دهید.

۱ امتیاز۲ امتیاز۳ امتیاز۴ امتیاز۵ امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
Loading...
اشتراک گذاری:

درج دیدگاه