جمعیت شناسیِ سیاسی: شکاف نسلی و پیرگرائی دولتی در ایران

78
0
اشتراک گذاری:

احمد نادری

جمعیت شناسی پیش بینی کننده ترین علم در حوزه علوم اجتماعی است. جمعیت شناسان عامل جمعیت و تغییرات ناشی از آن را یکی از قاطع ترین، مسلط ترین و در عین حال نامرئی ترین تغییرات جامعه می دانند. معمولا نقش عقربه کوچک ساعت به عامل تغییرات جمعیتی تشبیه می شود که تغییرات آن زیاد به چشم نمی آید اما از درجه اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. لذا یکی از عمده ترین مدخل های تحلیل سیاسی، توجه به بحث «جمعیت شناسی سیاسی»است. جمعیت شناسی سیاسی هم به عوامل تعیین کننده جمعیت و هم به پیامدهای سیاسی تغییر جمعیت می پردازد.

معمولاً دگرگونی های سریع در ترکیب جمعیت به طور بالقوه شرایط ایجاد جابجایی های اجتماعی و تغییرات سیاسی را مهیا می گرداند. اثرات سیاسی تغییرات جمعیت شناسی با توجه به متغیرهای دیگری چون درجه انسجام گروه اجتماعی، منابع مالی و توانایی و مهارت دولت ها در مهار تبعات امنیتی و سیاسی، قابل توجه و متمایز است.

سه عنصر؛ ۱-تغییرات سریع جمعیتی( که منجر به شکاف نسلی می شود) ، ۲-موج سریع شهرنشینی در کنارِ ۳-تغییر عالم ارتباطاتی، سبب می شود زمینه برای تغییرات فرهنگی اجتماعی به وجود آید. تقریبا همه عناصر فوق در وضعیت کنونی ایران وجود دارد. آنچه مسلم است درصد بالای جمعیت جوان در هرم جمعیتی کشور در عین اینکه نقطه قوت است، در صورت بی توجهی می تواند کاملا به نقطه ضعف و حتی تهدید اجتماعی تبدیل شود.

جمعیت جوان کشور اگر به طور گسترده ای توسط بازار کار و دایره مدیریتی کشور به کار گرفته نشوند انرژی و ظرفیتشان، صرف مخالفت اجتماعی و مبارزه ناملموس با نظم اجتماعی-فرهنگی کشور می گردد. متاسفانه در شرایطی که کشور ما در اوج جوانی جمعیتی به سر میبرد دولت مستقر کاملا پیرگرا است. این مساله با توجه به شرایط کشور از لحاظ مدیریت امنیت اجتماعی یک نقطه منفی محسوب می گردد. نسل جوان اگر در متن اجتماع به کارگرفته نشوند روحیه ای در آنها پیدا می شود که منتظر جرقه هستند و به رخدادها به سرعت واکنش نشان می دهند.

برچسب هاتحلیل کوتاه

به این مطلب امتیاز دهید.

۱ امتیاز۲ امتیاز۳ امتیاز۴ امتیاز۵ امتیاز (5 امتیاز​، 1 رای)
Loading...
اشتراک گذاری:

درج دیدگاه