سرریز اشرافیتِ آقازاده‌ها در جامعه ایرانی

84
0
اشتراک گذاری:

سجاد کرمی 

از آفات بزرگ در کشور، شکل گیری «اشرافیت» به ویژه در میان مسئولین و منسوبین آنهاست. چه اینکه از دهه هفتاد به بعد، در جامعه ایران طبقه‌ای مشابه اشرافیت دوره پهلوی ایجاد شد که مبتنی بر زمین، خاندان و … (عناصر اشرافیت سنتی) نبوده، بلکه هویت اشرافی خود را مبتنی بر قرابت با حکومت تعریف و با بهره گیری از این رانت، دستیابی به قدرت اقتصادی و خلق ثروت از راه کسب قدرت سیاسی را دنبال می کند.

مبتنی بر تحلیل «اقتصاد سیاسی»؛ نقطه شروع این اشرافیت را می توان در جداسازی مسئولین از مردم و اسکان آنها در منازل مصادره‌ای جستجو کرد، که سپس از طریق بهره مندی آنان از انحصارات بازرگانی و عضویت در هیات مدیره های «خصولتی»، به رشد رسیده و به واسطه «نقد ناپذیری و عدم نظارت» تقویت گردیده و به واسطه برقراری «پیوندهای خانوادگی در شبکه های سیاسی»، تحکیم شده است. ناگفته پیداست که «کاستی توسعه و فزونی رانت» در کشور نتیجه عملکرد این اشرافیت است.

اما هم اکنون جامعه ایرانی با تاثیرات نوین این اشرافیت در قالب «نمایش و سرریز آقازادگی» مواجه است. مصادیق این مسئله را باید در مهمانی‌ها، تفریح‌ها و مجالس خانواده‌های برخی از مسئولین جستجو کرد. رقابت مسئولین در تأسیس مدارس با شهریه‌های نجومی، رقابت فرزندان مسئولین در اشغال مناصب متصل به رانت، رقابت فرزندان مسئولین در استفاده از رانت پدران خود در دوره مسئولیت، ترویج و تبلیغ و نمایش سبک زندگی لاکچری و آنچنانی از سوی فرزندان برخی مسئولین برای ایفای نقش نمایندگی برندهای خاص جهانی در کشور و مثال‌های ریز و درشت دیگر، نمونه‌های دیگری از آلودگی مسئولین در سطوح گوناگون به اشرافی‌گری است.

 اشرافیت مبتنی بر «سبک زندگی» لاکچری، حالا دارد بسوی جامعه سرریز کرده و نتایج خود را در سطح عمومی آشکار می کند. منطق رفتاری اشرافیت آقازدگی، «بی‌آرمان‌سازی جامعه» است. اشرافیت حاضر در نظام برای پیشبرد اهداف خود، دست به بی‌آرمان‌سازی جامعه زده و جامعه هدف این پروژه هم طبقه متوسط جامعه هستند که در این فرایند، به سمت بی‌تفاوتی محض پیش می‌روند.

اشرافیت آقازداگی به‌دلیل داشتن مؤلفه لاکچری بودن، جامعه را به جامعه‌ای برندمحور تبدیل می‌کند که اصولاً داشتن امکاناتی با برندهای آنچنانی حتی فارغ از فلسفه مصرف آنها و خارج از نیاز، برای آن یک ارزش و یک عنصر تعیین‌کننده محسوب می‌شود. این اتفاق البته منشأ خارجی دارد و به‌واسطه اینکه فرزندان برخی مسئولین نمایندگی برندهای خارجی در ایران را دارند، رقم می‌خورد. آقازاده‌ها به‌واسطه دسترسی به رانت و شکل‌دهی اشرافیت محدود، سرپل ورود برندها به کشور هستند که بخش زیادی از طبقه متوسط جامعه نیز از آنها تقلید می‌کنند.

 عقده حقارت اجتماعی و احساس شکاف و فاصله دست نیافتنی از سوی طبقه مستضعف، از دیگر آثار این سرریز است. این عقده‌ها و احساسات، محصول اشرافیتی است که مردم مستضعف روز به روز آن را گسترده‌تر و عمیق‌تر مشاهده می‌کنند و باور دارند که این فاصله هرگز پرشدنی نیست. در این حالت، احساس ناامیدی نسبت به پیشرفت و بهبود اوضاع زندگی فراگیر می‌شود که بعضاً راهی جز تخریب را پیش پای برخی طبقات محروم جامعه نمی‌گذارد.

به واسطه اینکه حالا «اقازاده ها» در مرحله جایگزنی شدن با پدرانشان هستند، این مفهوم را القا می‌شود که؛ یک عده حاکمند و گردش نخبگان اتفاق نمی‌افتد. فراگیر شدن این تلقی در بین عموم مردم، به ویژه باعث نارضایتی شدید در بین جوانان و نخبگان تحصیل کرده می‌شود. در این میان بی تردید تنها راه برای مقابله با این سرریزهای اشرافیت آقازادگی، ایجاد دغدغه عمومی و بهره گیری حداکثری از ابزارهای رسانه ای برای مقابله و نیز کنش گری آگاهانه در عرصه های عمومی نظیر انتخابات است.

برچسب هاتحلیل کوتاه

به این مطلب امتیاز دهید.

۱ امتیاز۲ امتیاز۳ امتیاز۴ امتیاز۵ امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
Loading...
اشتراک گذاری:

درج دیدگاه