جامعه ایرانی و بحرانِ جابجایی در سلسله مراتب منزلت فرهنگی

اشتراک گذاری:

احمد نادری

هیات علمی دانشگاه تهران و مشاور علمی در مرکز_پژوهشی_متن

سلسله مراتب منزلت اجتماعی یکی از پایه های اصلی نظم فرهنگی هر جامعه است اما تحولات جامعه ایرانی نشان می دهد که هم اکنون در این زمینه بحران فراگیری وجود دارد.

سلسله مراتب منزلت اجتماعی یکی از پایه های اصلی نظم فرهنگی هر جامعه است. بررسی و تامل در مورد رویدادهایی نظیر؛ مراسم ختم هنرمندانی چون؛ مرتضی پاشایی، تجمع برای امضا گرفتن از هنرمندانی چون رامبد جوان، استخدام بادیگارد سلبریتی ها، افزایش کنش سلبریتی ها در حوزه سیاسی و اجتماعی و … حاوی نکات هشدار دهنده ای از تحولات اجتماعی ایران است. جابجایی اولویت های فرهنگی و بهم خوردگی نظم منطقی و مقبول در سلسله مراتب منزلت اجتماعی یک تهدید جدی امنیت اجتماعی محسوب می شود و سایر کشورها نیز چنین رویدادی را نشانه مثبت تلقی نمی نمایند. حتی اگر این نشانه شگرف، در یک محیط فرهنگی کاملا سکولار- مثلا کشوری مثل سوئد- رخ داده بود از  سوی تحلیل گران فرهنگی آن کشور نیز به عنوان یک زنگ خطر شمرده می شد.

در محیط فرهنگی- اجتماعی ایران، اینکه حجم غیرمتعارفی از مردم اینگونه متاثر از سلبریتی ها رفتار می کنند، حکایت از «جابجایی اولویت ها و منزلت های فرهنگی» در بین اقشاری از مردم است. اسطوره سازی های بدون پشتوانه  از هنرمندان و ورزشکاران چنین تبعات مخربی بر جای گذاشته است. «اسوه» و «الگو» مفهوم مقدس و ریشه‌داری است و طبعاً الگوسازی و چهره‌سازی هم امر خطیر و حساسی محسوب می‌شود، اما این مسئله با حساسیت در ایران پیگیری نشده است. نشریات زرد سینمایی، ‌مجلات رنگارنگ و بی محتوای ورزشی، آنتن شبکه های مختلف تلویزیونی و سایت‌های متعدد مجوز دار، همگی در تغییر معیارهای فرهنگی مقصراند.

«سندرم رسانه‌زدگی» پدیده‌ای مدرن است که آشکارا مبانی اعتقادی و فرهنگی و سنتی هر فردی را تهدید می‌کند. بازیگران سینما و بازیکنان ورزشی که در معرض همیشگی پنجره دوربین‌ها قرار دارند، به همین نسبت در معرض آفت‌های همیشگی «شهرت» قرار دارند. به طور مشابه دستمزدهای بالا و بی حساب و کتاب این دو قشر- که البته محل انتقاد جدی در جای خود است- زمینه رفاه‌زدگی (مترفین) را ایجاد می‌کند که به تحلیل قرآنی نتیجه طبیعی آن میل به مفسده‌‌سازی است. اسطوره سازی از اقشاری با بنیه نازل فرهنگی سبب سرایت نقطه ضعف های آنها به هوادارانشان می شود. آنتن سیمای جمهوری اسلامی با بی‌مبالاتی ساعت‌های طولانی در اختیار افرادی قرار می‌گیرد که شاید شایستگی و بنیه کافی برای پردازش به این میزان را ندارند. جایگاه نخبگان علمی، برگزیدگان اهل قلم و صاحبان تفکر و اندیشه در آنتن صدا و سیما به چه میزان است؟ تشویق و ترغیب بخش‌های دیگر جامعه، سال‌ها است که در لیست فراموش شدگان سیاستگذاری‌های فرهنگی قرار دارد.

امام خمینی(ره) فرموده بودند (قریب به مضمون)؛ «عکس یک کشاورز نمونه را در صفحه اول روزنامه بزنید و به او بپردازید». قهرمانان و الگوهای واقعی در متن جامعه ایران با گمنامی زندگی می‌کنند، ‌زندگی بسیاری از آنها ارزش چند فیلم سینمایی و بهایی حداقل به میزان یک برنامه جذاب و هنری در ساعات پربیننده تلویزیون دارد؛ اما چرا به آنها نمی‌پردازند و نمی‌پردازیم؟ دلیل آن مشخص است؛ اولویت‌های فرهنگی ما را نیازهای واقعی ما مشخص نمی‌کند بلکه تاثیرپذیری از فضا و تا حدی پیروی ناخودآگاه/خودآگاه از بخشهای منحطِ فرهنگ مدرن، تعیین می‌کند. چهره سازی از کسانی که حرمت شکنی های اخلاقی را به صورت پلکانی و تدریجی انجام می دهند، یک خطای فاحش در برنامه های فرهنگی است که اکنون به یک تهدید امنیت اجتماعی تبدیل شده است.

برچسب هاتحلیل کوتاه

به این مطلب امتیاز دهید.

۱ امتیاز۲ امتیاز۳ امتیاز۴ امتیاز۵ امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
Loading...
اشتراک گذاری:

درج دیدگاه