وام و بدهی؛ ابزار قدرت در اقتصاد سیاسی بین الملل!

83
0
اشتراک گذاری:

عطا بهرامی 

این دولت‌های جهان سوم نیستند که بدهکاران جهانی را تشکیل می دهند.  بدهکارترین‌ها؛ کشور‌های صنعتی هستند. آمریکا با ۲۰ تریلیون دلار، ژاپن با ۱۱ تریلیون دلار و چین با ۵٫۵ تریلیون دلار در صدر بدهکاران جهانی قرار دارند.

طبق گزارش موسسه مالی بین‌الملل بدهی‌های جهانی در پایان سال ۲۰۱۷ به ۲۳۳ تریلیون دلار رسید. این رقم سه برابر تولید ناخالص داخلی همه کشور‌های دنیا است.به طور کلان این دولت‌های جهان سوم نیستند که بدهکاران جهانی را تشکیل می دهند. بلکه همه دولت‌ها چه در شمال و چه در جنوب به بانک‌ها و موسسات مالی بین‌المللی بدهکار هستند. اگر همه بدهکار هستند پس طلبکار واقعی کیست؟ تا پیش از ظهور پول اعتباری؛ عمده وام دهندگان یا همان طلبکاران دولت‌ها بودند و طلبکار و بدهکار از دولت‌ها تشکیل شده بود. از دوره بعد از جنگ دوم جهانی و ظهور رژیم جدید پولی و به خصوص از سال ۱۹۷۱ که نظام پایه طلا فرو پاشید؛ وام دهندگان دیگر دولت‌ها نیستند و نهاد نوظهوری به طلبکار اصلی بین‌المللی تبدیل شده است که تقریبا همه دولت‌ها به آن بدهکار هستند و اوست که نظم اقتصادی جهانی را تعیین می‌کند.

<!– /* Font Definitions */ @font-face {font-family:”areast-fon

اصل موضوع بدهی محدود به کشور‌های جهان سوم نیست و بدهکارترین‌ها؛ کشور‌های صنعتی هستند. آمریکا با ۲۰ تریلیون دلار، ژاپن با ۱۱ تریلیون دلار و چین با ۵٫۵ تریلیون دلار در صدر بدهکاران جهانی قرار دارند. ژاپن ۲۳۹ درصد نسبت به تولید ناخالص داخلی خود بدهکاری دارد. این نسبت برای آمریکا ۱۰۷ درصد است. این سه کشور در صدر کشور‌های ثروتمند قرار دارند، پس به چه نهاد یا اشخاصی بدهکارند؟

طلبکاران واقعی دولتها نیستند، اگرچه دولت‌ها را در اختیار گرفته اند. بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول؛ ظاهرا در مورد کشور‌های جهان سوم طلبکار اصلی به شمار می روند، اما کشور‌های صنعتی از این دو نهاد وام نگرفته‌اند؛ کشورهای صنعتی به بانک‌های خصوصی خود بدهکارند. دولتی در درون دولت به طلبکار اصلی تبدیل شده و بخش عمومی باید به این طلبکار بدون پرچم پاسخگو باشد. اما کشور‌های جهان سوم چطور؛ آنها باید به چه کسی پاسخگو باشند؟ کشور‌های جهان سوم یا به صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی بدهکارند و یا به موسسات و بانک‌های بزرگی که ظاهرا خود را با گزارش‌های این دو نهاد تنظیم می کنند.

صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی برخلاف اهداف اولیه تعیین شده به کشور‌های صنعتی کاری ندارند و بر کشور‌های جهان سوم متمرکز شده‌اند که هر دو در عمل از ابواب خزانه‌داری آمریکا به شمار می‌روند. به زبان ساده؛ یعنی کشورهایی مانند ایران که از نسخه‌های بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول تبعیت می‌کنند درواقع سیاست‌های اقتصادی خود را از خزانه‌داری آمریکا دریافت کرده اند.

با این حال منطق وام و بدهکار شدن در جنوب و شمال با هم تفاوت‌های اساسی دارد. در کشورهای شمال اگرچه دولت‌ها بدهی‌های سنگینی به بانک‌ها دارند، اما در نهایت این کشورها هسته اصلی را در نظام بین‌الملل شکل می‌دهند، اما وام‌هایی که به کشورهای جهان سوم پرداخت شده با هدف جلوگیری از صنعتی شدن آنها پرداخت شده است که نتیجه آن ایجاد دولت‌هایی نیازمند و بحران‌زده است که راهی به صنعتی شدن ندارند و در خام فروشی ابدی فرو رفته‌اند. این کشورها به دلیل نیاز به ترحم طلبکاران؛ استقلال سیاسی خود را از دست داده و ناگزیرند حتی فرهنگ خود را هم با خواست‌های طلبکاران(امپریالیسم غربی) هماهنگ کنند. در این میان جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری است که بدون اینکه در آن کودتا شده باشد، اشتغال شده باشد و یا دچار فروپاشی درونی شده باشد؛ نسخه‌های بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول را نظیر استقراض فراوان خارجی از سال ۱۳۶۹ اجرا و هزینه‌های سنگین آن را در ۳۰ سال گذشته پرداخت کرده است. هزینه‌هایی مانند ظهور اشرافیت نوکیسه، آشفتگی فرهنگی، نقصان در عدالت اجتماعی، آمایش سرزمین معکوس، واردات‌گرا شدن، تعمیق اقتصاد تک محصولی، صنعتی‌زدایی‌، محیط زیست رو به نابودی و مخاطرات امنیتی رو به گسترش؛ حاصل اجرای آشکار و پنهان برنامه‌های تعدیل اقتصادی صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی است که از دولت اول سازندگی آغاز شد و به طور آشکار و پنهان ادامه یافته است.

برچسب هاتحلیل کوتاه

به این مطلب امتیاز دهید.

۱ امتیاز۲ امتیاز۳ امتیاز۴ امتیاز۵ امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
Loading...
اشتراک گذاری:

درج دیدگاه