مخاطب کوتاه با مصرف لحضه ای در شبکه های مجازی

54
0
اشتراک گذاری:

محسن محمدی

 
مخاطب کنونی شبکه های مجازی،مخاطبی فعال و انتخاب­گر است که با توجه به تنوع رسانه­ ای چشمگیر کنونی، امکان تعیین و انتخاب رسانه و محتوای دریافتی آن به شدت افزایش یافته  «کم­ صبر و حوصله» است و گرایش دارد در کوتاه­ترین زمان، بهترین محتوای مورد نیازش را مصرف کند.

مخاطب به ‌طور ساده به خوانندگان، بینندگان و شنوندگان یکی از کانال‌های رسانه یا هر محتوا و نمایشی اشاره دارد.

تأثیرگذاری هم‌زمان تلویزیون بسیار زیاد بود و افراد بسیار زیادی را هم تحت تأثیر قرار می‌داد. همچنین، (در مقایسه با رسانه‌های چاپی) هم‌شکلی و قابلیت امحای محتوای تلویزیون بسیار بیشتر بود. نوشته‌های نخستین در مورد تلویزیون بر جاذبه اعتیادآور بودن آن، تهاجم فراگیرش به عرصه فرهنگی و اجتماعی و منفعلانه و تهی بودن آشکار آن به ‌عنوان راهی برای گذران اوقات فراغت تأکید داشتند» . هر چند قدرت یکه ­تازی تلوزیون دهه­ ها به طول انجامید و این جعبه جادویی، مخاطبانش را محصور می­ کرد، اما با ظهور رسانه­ های نوین و شبکه­های اجتماعی، امکان یکه ­تازی و اثرگذاری رسانه­ های جمعی همچون تلوزیون، به شدت روندی نزولی را طی می کند؛ هر چند که هنوز و به تناسب موقعیت ­های مختلف، قدرت اثرگذاری نسبتا بالایی دارند.

اما در طول زمان و با  شکل­ گیری تحولات تکنولوژیکی و حتی اجتماعی، سلطه رسانه­ های جمعی روند نزولی را طی کرده است و با تولد رسانه­ های تعاملی و شبکه­ های اجتماعی، امکان بازیگری و اثرگذاری مخاطب به ضرر اثرگذاری و بازیگری رسانه جمعی، ضریب یافت. نکته بسیار اساسی که باید اشاره کرد، این است که تنوع رسانه ­ای کنونی، بر قدرت «مخاطبان» افزوده و از قدرت «ارتباط­ گران»  (که ناشی از تسلط و کنترل آن ها بر محتوا، تعیین و شکل ماهیت پیام و ….) و انحصارشان، کاسته است. بر این اساس، سلیقه و انتخاب مصرف کننده­ی رسانه، در تولید، تنظیم و انتشار محصولات رسانه ­ای و محتوای پیام­ های آن­ها، تاثیر می­گذارد. مخاطب فعال امروز بر اساس مبنای «نیازها»، «انتظارات»، زمینه­ های «جامعه­ شناختی و روانشناسی» خود، از رسانه­ ها استفاده کرده و پیام­ ها را انتخاب می­کند. مخاطب کنونی، مخاطبی  است که «قدرت معناسازی» و درک متون رسانه ­ای و مقاومت در برابر معانی مرجح پیام را دارد. 

مخاطب فعال، مخاطبانی هستند که با توجه به مجموعه ویژگی­های فردی، اجتماعی و فرهنگی، قدرت معناسازی و درک متون رسانه­ای و «مقاومت در برابر معانی مرجح پیام» را دارند. این مفهوم از روش­های کیفی و مردم­نگارانه در پژوهش مخاطب و رهیافت مطالعات فرهنگی متاثر است که ضمن اشاره به محتوای رسانه­ای به عنوان «متن»، معنا را نه امری پیشینی که در فرآیند ارتباط منتقل می­شود، بلکه حاصل تعامل مخاطب و متن در خلال مصرف متن می­داند.

بر اساس نظریه دریافت، «پیام­های رسانه­ا ی باز است»، بدین معنا که می­تواند معانی مختلفی داشته باشد؛ لذا این دریافت کنندگان پیام هستند که با توجه به «متن پیام» و «زمینه های فرهنگی» خویش دست به تعبیر و تفسیر پیام می­زنند. در الگوی هال، ارتباط گر، پیام را بر اساس اهداف ایدئولوژیک و منافع خود رمزگذاری می­کند، ولی دریافت کننده که در فرآیند ارتباط نقش رمزگشایی را بازی می­کند، اجباری در پذیرش پیام دریافت شده  ندارد، و در برابر معانی ایدئولوژیک پیام مقاومت و آن را در چارچوب دیدگاه­های و تجربیات خود تحلیل و ارزیابی می­کند به عبارتی دیگر، برجسته شدن موقعیت­ فرهنگی، همچنین تنوع رسانه­ای همسو با گسترش سواد رسانه­ ای مخاطب، «وضعیت مخاطب را دچار تحول بنیادی» و جدی کرده است.

مخاطب کنونی، مخاطبی فعال و انتخاب­گر است. با توجه به تنوع رسانه­ ای چشمگیر کنونی، امکان مخاطب ایرانی برای تعیین و انتخاب رسانه و محتوای دریافتی به شدت افزایش یافته است و این مخاطب، با صرف زمان کمتری، نزدیک­ترین محتوای نزدیک به نیاز و ذائقه خود را دریافت می­کند. بنابراین مخاطب کنونی مخاطبی «کم­ صبر و حوصله» است و گرایش دارد در کوتاه­ترین زمان، بهترین محتوای مورد نیازش را مصرف کند. چنین شرایطی، ایجاد رضایت و نگهداشت مخاطب را سخت کرد است. در واقع با توجه به تنوع رسانه­ ای و محتوای موجود، مخاطب به نوعی «سیال و فرار» شده است و «مصرف لحظه­ ای» را جستجو می­کند. رشد رسانه­ های اجتماعی و به حداقل رسیدن زمان تولید و نشر پیام نیز، مخاطب و کاربر را به مصرف لحظه­ ای سوق داده است. همچنین مخاطب ایرانی در سال های اخیر، حضور در شبکه های اجتماعی خارجی را به تمام معنا تجربه کرده است. «شبکه هایی اجتماعی» که دارای «محیطی لیبرالی و کاملا رها» بوده است و زیست کاربر ایرانی در آن­ها، سبب شده تا کاربر ایرانی با چنین فضایی خو بگیرد. تجربه زیست در محیطی لیبرالی و رها، سبب شده تا ذائقه مخاطب داخلی نسبت به محدودیت های مصرف رسانه ای در فضای رسانه ­های داخلی، حساس شود و واکنش منفی نشان دهد. همچنین مخاطب داخلی به دلیل زیست در چنین فضایی، حق خود می­داند تا عقاید و دیدگاه های خاص او در رسانه های داخلی به رسمیت شناخته شده و بدان ها پرداخته شود. از طرفی دیگر، با گسترش و تعمیق زندگی مدرن و شهرنشینی، مخاطب داخلی به صورت مستمر و فزاینده، نیازمند مصرف رسانه­ای سرگرم کننده است. بنابراین در مجموع می­توان گفت که ذائقه مخاطب ایرانی در سال های آتی، به سوی نوعی تنوع و تکثر، «مصرف فزاینده محتوای سرگرم­ کننده و لحظه­ ای» سوق می ­یابد.

برچسب هاتحلیل کوتاه

به این مطلب امتیاز دهید.

۱ امتیاز۲ امتیاز۳ امتیاز۴ امتیاز۵ امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
Loading...
اشتراک گذاری:

درج دیدگاه