گزارش اول نشست تخصصی روندهای سیاسی بین المللی موثر بر انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی

اشتراک گذاری:


مرکز پژوهشی متن در راستای رویکرد خود در ارائه تبیین علمی و فراجناحی نسبت به تحولات سیاسی، مجموعه نشست هایی تخصصی با موضوع «مشارکت سیاسی و انتخابات» را با حضور چهره های دانشگاهی و صاحبنظران سیاسی برنامه ریزی کرده است. آنچه در ادامه خواهد آمد، نظرات آقایان دکتر «ابراهیم متقی» استاد روابط بین الملل و دکتر «صادق زیباکلام» استاد گروه علوم سیاسی در دانشگاه تهران است که در اولین نشست تخصصی مرکز با عنوان «روندهای سیاسی و بین المللی موثر بر انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی» در حضور جمعی از دانش پژوهان ایراد گردیده است.

دکتر ابراهیم متقی

دکتر صادق زیباکلام

  • از جمله مهمترین پرسش ها در حوزه مشارکت سیاسی، ترکیب قطب های سیاسی فعال در عرصه انتخابات است. لذا به عنوان سوال اول، ارزیابی شما از ائتلاف‌ها و قطب بندی در انتخابات آتی مجلس چگونه خواهد بود؟ آیا انتخابات اسفند ماه نیز در همان قالب مرسوم و قطب بندی های همیشگی اصلاح طلب و اصولگرا شکل می گیرد؟

دکتر ابراهیم متقی: ائتلاف در سطح نیروهای سیاسی تابعی از فضای همبستگی در سطح جامعه است. وقتی که نیروهای اجتماعی در شرایط همگرایی و همبستگی قرار داشته باشند، به گونه اجتناب ناپذیر نخبگان و نیروهای سیاسی هم تمایل به همبستگی دارند. موضوعی که در دو دهه اول انقلاب شاهد آن بودیم که نیروهای سیاسی و اجتماعی و هچنین گروه های اجتماعی در هم یونیزه می شدند. این وضعیت را هم نیروهای اجتماعی ایران در دهه اول انقلاب داشتند و هم جناح های سیاسی، این روند تا مجلس پنجم ادامه پیدا کرد.

پس از آن نیروهای سیاسی در جریان اصلاحات در پناه و بستر تئوریک گفتمانی خاتمی (که تبدیل به یک نیروی شگفتی ساز در فضای انتخاباتی شده بود) به پیروزی رسیدند. اما فضای سیاسی دوم خرداد به مجلس ششم یک نیروی جدیدی را وارد کرد، اما این نیروی جدید نتوانست خودش را بازتولید و در ساختار نظام حفظ کند. به همین دلیل اصلاحات و جریان دوم خرداد در ایران، از دو طرف با چالش روبه رو گردید؛ از یک طرف چالش درونی با نیروهای خودی اصلاحات و از طرف دیگر با نیروهای بیرونی (جناح های رقیب). در واقع جریان اصلاحات، خیلی زودهنگام در دوم خرداد به پیروزی رسید، در حالی که هنوز تئوریک نشده بود، هنوز سازمان و ساختار پیدا نکرده بود. به همین دلیل هم بود که خیلی زود در فضای رویارویی و تعارض و جداسازی قرار گرفت.

با این حال در آن دوران جامعه انسجام داشت، در واقع وقتی می گوییم جامعه انسجام دارد، یعنی جامعه از نخبگان و گروههای مرجع خود الهام پذیر است. اما مساله ای که امروز وجود دارد این است که در جامعه کنونی فضای الهام پذیری وجود ندارد. در واقع به شکل تقریبی باید گفت از انتخابات مجلس هشتم به این سو، فضای انسجام اجتماعی در جامعه ایران کاهش پیدا کرده و امروز دورانی است که بی اعتمادی به نخبگان در اوج  قرار دارد. ببینید هم اکنون وضعیت خاتمی در افکار عمومی کجاست؟ وضعیت روحانی کجاست؟ جامعه در وضعیت بی اعتمادی به اینها قرار دارد. نیروهایی در انتخابات جدید می توانند نقش آفرین باشند و جامعه را به حرکت در آورند که بتوانند ادبیات رادیکال را به کار بگیرند، چرا که جامعه ایران، دیگر جامعه اصلاح طلب و اصولگرا نیست. مساله اصلی اینجاست که فضای فعلی که از دولت ناامید است و این ناامیدی سرریز می شود به حوزه نظام سیاسی.

Image title

Your subtitle here

دکتر صادق زیباکلام: نکته اصلی باید مطرح شود این است که؛ ناامیدی عمیق و گسترده ای در آحاد جامعه نسبت به دولت و عملکرد آن وجود دارد. اما پرسش اصلی این است که این ناامیدی گسترده و عمیق به اصولگرایان، اصلاح طلبان و به دولت روحانی، آیا بر انتخابات اسفندماه تاثیری می گذارد یا نه؟ من معتقدم تاثیری نمی گذارد. دلیل آن هم واضح است. ۱۰ انتخابات مجلس شورای اسلامی ظرف ۴۰ سال گذشته در شرایط مختلف کشور برگزار شده که کمترین مشارکت در انتخابات مجلس هفتم ۵۱ درصد بوده و بیشترین آن (اگر اشتباه نکنم) مربوط به مجلس پنجم شاید هم چهارم؛ ۵۸ درصد یا ۵۹ درصد واجدین شرایط بوده است. بنابراین همواره ۱+۵۰ درصد در انتخابات مجلس شرکت کرده اند، چه در انتخابات هیجانی مجلس ششم بود در سال ۷۸ و چه در انتخابات مجلس هفتم که بسیاری اصلاح طلبان رد صلاحیت شدند.

حالا سوال این است که آیا در انتخابات آتی هم علیرغم اینکه نارضایتی و سرخوردگی گسترده ای وجود دارد، ممکن است میزان مشارکت که برای اولین بار زیر۵۱ درصد برود؟ پاسخ این است که خیر. برای اینکه انتخابات مجلس می شود گفت «نیمیم ز ترکستان و نیمیم ز فرغانه». در الگوی رای دهی بسیار از شهرستان ها، مردم خیلی به مسائل کلان مملکتی کاری ندارد، به اینکه چه کسی اصلاح طلب است و چه کسی اصولگرا، کاری ندارند. به خصوص در حوزه های انتخابیه تک انتخابی و دو انتخابی، رقابت ها محلی و منطقه ای و … می شود. حدود دو سوم کرسی های مجلس شورای اسلامی هم یا تک نمایندگی یا دو نمایندگی هستند. در این حوزه های انتخابیه، چندان مهم نیست که مردم چه احساس سیاسی کلی دارند، دلشان از دست روحانی خون هست یا نیست، اینکه چه کسی را مقصر می دانند یا نمی دانند، اینها هیچ کدام موثر نیست. مهم این است که «نماینده قوم ما، قبیله ما، محله ما باید رای بیاورد» آن مطلبی که من بارها گفته ام و بعضی ها خوششان نیامده که ما جامعه عقب مانده ای هستیم. اتفاقا این یکی از ویژگی های عقب ماندگی است.  

نهایت حرفم این است که درباره میزان شمارکت هیچ جای نگرانی نیست. اصولگراها که تکلیفشان روشن است. ۱۷ میلیونی که به آقای رئیسی رای داده اند، بازهم میایند پای صندوق، هیچ ناز و کرشمه ای هم ندارند. می ماند اصلاح طلبها، که کمی غرغر می کنند، اما آنها هم نهایتا سرشان را پایین می اندازند و رای می دهند. البته کسر قابل توجهی از مردم طبقه متوسط و در شهرهای بزرگ مانند؛ تهران، رشت، اصفهان، شیراز و مشهد و … در انتخابات شرکت نخواهند کرد، ولو آقای خاتمی خودش را ریز ریز کرده و به جای دو بار، ۲۰۰ بار «تکرار کند» بازهم در انتخابات شرکت نخواهند کرد. لذا نتیجه انتخابات در شهرهای بزرگ می شود مانند مجلس هفتم. اصولگراها در تهران با آرای پائین به مجلس می روند.

  • از جمله مواردی که همواره در سپهر سیاسی جمهوری اسلامی مطرح بوده است، شکل گیری خط یا جریان سوم است. با توجه به فضای جداشدگی جامعه از نخبگان سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب، آیا تحولی تازه در روند انتخابات در قالب امکان ظهور یک جریان سومی نیز وجود دارد؟

دکتر ابراهیم متقی: اساسا در شرایط فعلی سیاسی کشور، جریانی منسجم وجود ندارد. جناح های قبل هم کاملا پراکنده شده اند، چه برسد به اینکه جریان جدیدی شکل بگیرد. هر جریانی نیازمند یک گفتمان است. آن گفتمان است که می تواند فضای اجتماعی را در شرایط مشارکت سازمان یافته قرار دهد. در حالیکه به نظر می رسد چنین گفتمانی فعلا وجود ندارد. لذا این نکته را بگویم که مشارکت انتخاباتی در دوران کنونی شناسنامه دار نخواهد بود. حتی گروهها و افراد شناخته شده و در واقع «شناسنامه دارهای قبلی» هم نمی توانند همان سازمان رای همیشگی خودشان را داشته باشند، به طور جریان اصلاحات از درون خودش، حداقل ۶ جریان در حال بازتولید است. اصلاح طلبها هرچند در نگاه انتزاعی مبنتنی آزادی اشتراک دارند؛ اما در بین خودشان چندین گرایش پیدا کرده اند. برخی از اصلاح طلبهای ساختاری هستند، مثل مشارکت و جریانات اعتدالی که مبنایشان حمایت از دولت روحانی است. برخی از مجموعه های دیگر نگاهشان این است که حمایت از روحانی منجر به این شده که جامعه نسبت به آنان دچار بدبینی شود. در بین نیروهای اصولگرا هم مرزبندی بسیار بالاست، هرچند رویکرد اساسی شان مسئله عدالت است. آقای زیباکلام می گوید، جریانهای جدید با گفتمان جدید رای نمی آورند. اما من می خواهم بگویم رای می آورند. چرا که در یک روند سیاسی و اجتماعی ابتدا فضا رادیکالیزه می شود. یعنی در ابتدا جریان های سیاسی رادیکال و جدید وارد می شوند. اینها که وارد شدند جامعه را به حرکت در می آورند.

دکتر صادق زیباکلام: مجلس یازدهم که متعلق به اصولگرایان خواهد بود، اما باید بر روی این بحث کرد که چه تعداد از این کرسی ها را «جبهه پایداری» به دست خواهد آورد. به عنوان جریان سوم با تاکید بر جوانگرایی. معتقدم که جبهه پایداری به دلیل اینکه منسجم تر و سازمان یافته تر بوده و به واسطه جوانگرایی و … کارکرد بهتری دارد، کرسی بیشتری به دست می آورد.

  • چرا جریانات سیاسی کنونی اعم از اصولگرا و اصلاح طلب نمی توانند به درستی جامعه مخاطب خود را نمایندگی کنند و خود نیز به لحاظ سیاسی و تشکیلاتی دچار تشتت هستند؟

دکتر ابراهیم متقی: از جمله مشکلات کنونی مساله فساد هست که افراد نطق های آنچنانی می کنند ولی کارویژه اصلی شان در پشت قضیه کارچاق کنی است. اگر نظارت صحیحی از سوی مجلس بر دولت صورت می گرفت، نباید فسادهای کنونی رخ می داد که طی آن ۲ نماینده مجلس متهم و بازداشت شوند. میلیاردها دلار از سال گذشته توسط وزارت صنایع در قالب دلار ۴۲۰۰ تومانی توزیع شده درحالیکه اصلا مشخص نیست که ایا ما به ازای کالایی وارد شده یا نه؟ همچنان که برخی کالاهای وارد شده نیز در بازار با محاسبه ارز آزاد فروخته شده است. هر جا که رانت وجود دارد، عرصه قدرت هم به همان سمت گرایش پیدا می کند. لذا انتخاب ها در مجلس شورای اسلامی و شورای شهر و … باید ناظر به این مسائل باشد. مجلس باید بر تمامی ارکان کشور نظارت کند، بر حسن اجرای قانون نظارت کند، نه اینکه تبدیل به کارگزار ضدقانون شود. منتخبانی که قرار باشد برود به سمت رانت، حتما دنبال حل مشکل مردم نخواهد بود. شما ببینید در همین شورای شهر تهران چکار کردند؟ اصلاح طلبهایی که ۳۰ بر صفر با حمایت های امثال همین آقای زیباکلام به پیروزی رسیدند، چه اقدام برای مشارکت، عدالت و اصلاح امور شهری به انجام رسانده اند؟ این همان وضعیت است که «از قضا سرانگبین صفرا فزود؛ روغن بامداد خشکی می فزود»

این وضعیتی است که شرایط عمومی جامعه را نشان می دهد و گروههای سیاسی ای که بدون درک تئوریک و بدون آرمان در این فضای سیاسی به کنش می پردازند. در این شرایط -طبیعی است که- چندتا سلبریتی تبدیل به مرکز اصلی توزیع آرا و جهت دهی به رای مردم در انتخابات می شوند. اینجاست که مشخص می شود جامعه دچار مصیبت شده است. چهرهای سیاسی در جناح های مختلف چون در فرایند شکل گیری نخبگی قرار نگرفته اند، در نتیجه نه وابستگی به جامعه دارند و نه وابستگی به ساختار نظام سیاسی دارند. در این شرایط «فردگرایی» رشد پیدا می کند، فردگرایی خیلی گسترش یابنده ای که نهایتا «آنومی» به وجود می آورد.

با توجه به نوع کنش جریانهای سیاسی کشور و چرخشی که چهره های سیاسی در جهت حرکت باد بر می گزینند –نکته این است که نیروهای سیاسی کشور چندتیمی هستند. بعضی زمان بازی که می شوند، می گویند من در همه گروهها هستم لذا همه جا می‌چرخند- و نیز شرایط آنومی که تشریح شد، باعث می شود که در صورت تداوم وضع کنونی جناح های کشور، مجلس یازدهم به لحاظ تئوریک از مجلس موجود به شدت پایین تر و به لحاظ سطحی بودن به شدت سطحی تر و در نتیجه انتظارات فزاینده با کارآمدی بسیار محدود را برجای بگذارد.

  • تلقی دکتر متقی این است که جامعه انسجام خود را از دست داده است و پراکندگی در طیف های سیاسی به دلیل پراکندگی در جامعه است. آقای دکتر زیباکلام هم تلقی شان این بود که در شهرهای بزرگ، نخبگانی که بالا می آیند از دو سر دو طیف؛ رادیکالهای دو طیف بیشترین شانس را برای حضور دارند، درست است؟

دکتر ابراهیم متقی: بحث اول من هم همین بود که جامعه پراکنده، نخبگان پراکنده و غیر تئوریک، نخبگان غیرمتعلق به ساختار؛ نخبگان غیر متعلق به مردم و در یک کلام، نخبگانی که کلاس نمایندگی را ندارند، شکل می دهد.

دکتر صادق زیباکلام: بدنه اجتماعی اصلاح طلبان حاضر نیست که شرکت کند. ۸۰ درصد از کسانی که به گفته آقای خاتمی در انتخابات ۹۴ تهران شرکت کردند و به لیست امید رای دادند، شرکت نخواهند کرد و فعلا این گونه برداشت می­شود. آن ۲۰ درصد نیز کسانی هستند که ارادت خطی دارند. یعنی ارادت ایدئولوژیک و فکری به رهبری اصلاحات دارند.

اصلاح طلبها با مشکل مواجه هستند، آنان با مشکل آوردن رای دهندگان روبه رو هستند. البته اصولگرایان هم این مشکل و تب را دارند. منتهی برای اصلاح طلبها این درجه تب ۳۹٫۵ است. این وسط جریان تندرو جبهه پایداری و طرفداران احمدی نژاد، در حقیقت برنده نارضایتی است که ایجاد شده است. این جریانها میگویند: «ای مردم شما درست می گوید که گور بابای اصولگرا و اصلاح طلب، این­ها هیچ کدام به فکر مردم نیستند و دست شان در یک کاسه است.» با این عبارات، می گویند «بیایید و به ما بپیوندید. ما جریان سوم هستیم، طرفدار مردم هستیم، جوانگرا هستیم و بر عباراتی این گونه مانور خواهند داد. تا حدودی هم موفق خواهند شد و تا حدی قادر خواهند بود تا افکار عمومی، که سرخورده از دو جریان است را جذب کنند.

برچسب هاپژوهش ها

به این مطلب امتیاز دهید.

۱ امتیاز۲ امتیاز۳ امتیاز۴ امتیاز۵ امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
Loading...
اشتراک گذاری:

درج دیدگاه