پیش نیازهای توسعه دانش بنیان ها برای دوره تحریم

اشتراک گذاری:

موانع توسعه اقتصاد دانش بنیان در دور تحریم با ایجاد زیرساخت هایی برای رشد شرکت های فناور برداشته می شود.

صفیه رضایی

پژوهشگر در مرکز پژوهشی متن

مقدمه

در دنیای امروز، اقتصاد دانش بنیان و فناور نه یک ژست صنعتی است نه یک پارادایمی که قرار است به فراموشی سپرده شود؛ دنیا در گردونه محصولات فناور قرار گرفته و باور پژوهشگران و فناوران این است که اقتصاد و تولید باید در این محور کاری معنا پیدا کند.این باور که اقتصاد دانش بنیان می تواند در مسیر دانایی خود کشور را از وابستگی برهاند، تحولی دیگر در پایه های صنعت و تولید دهد و طرحی نو دراندازد مدت هاست که در ذهنیت ، کلام و عبارات همگان جای گرفته است و سخن از اهمیت اقتصاد دانش بنیان در شرایط تحریم، وابستگی و فشار نه تنها سخنی تکراری است که باید و نبایدها و مقولات مهم این عرصه را به فراموشی می سپارد؛ چرا که ممکن است سوال شود که چه سازوکارهایی باید برای دانش بنیان شدن یا دانش بنیان ها اتخاذ شود یا شده باشد تا با اعتماد به نفس از این عرصه صحبت کنیم؛ به عبارتی تنها مهر دانش بنیان زدن برای هر شرکتی وافزایش تعداد آنها از ۲ هزار مورد به ۲۰ هزار تا راه حل است یا باید حمایت های دیگری شود تا بعد از آن بتوانیم از اهمیت دانش بنیان ها در زمان تحریم بگوییم؛ برای پاسخ به این سوال باید چند نکته را در ذهن مرور کنیم؛ نخست اینکه بخش صنعتی و سنتی در کشور ما چقدر  پذیرای فناوری دانش بنیان هاست یا چقدر تمایل و ظرفیت به دانش بنیان شدن دارد؟ دوم اینکه عرصه فعالیت و تحمل چقدر برای دانش بنیان ها فراهم است تا بتوانند سهم مهمی در اقتصاد داشته باشند؟ در بررسی این دو نکته و با نگاه به سوال پیشین به یک محور مهم می رسیم؛ اینکه چه بخواهیم و چه نخواهیم صنعت و تولید در مسیر هوشمندی و فناوری پیش می رود حالا اگر لفظ دانش بنیان شدن را برای یک شرکت تولیدی به کار ببریم چندان ضرری که نمی کند حداقل در مسیر فناوری قرار می گیرد؛

جای خالی مدیریت فناوری

باید به یاد داشته باشیم که رویداد پیش روی جهان که به سرعت طی می‌شود رویکرد فناوری و توسعه است. به عبارتی، اقتصاد دانشمدار امروزه در کالبد حکومتمداری کشورها جای گرفته و به نظر نمی‌رسد که حداقل در کلام ما از این اتفاق عقب بمانیم. نکته دیگر اینکه دستاوردهای خوبی در بخش‌های صنعتی دیده می‌شود و نباید آنها را انکار کرد. با این حال تنها مشکل نهادینه در کشور ما مربوط به مدیریت فناوری و سیاست‌گذاری صنعتی است وگرنه نفس این رویکرد بد نیست. از طرفی توسعه فناوری ایجاب می‌کند که رویکرد همه‌جانبه نگر بر بخش صنعتی مماس شود. به عبارتی، امروزه همه بخش‌های صنعتی باید به سمت واردات و خلق فناوری و نوآوری روند. حال چه در قامت دانش‌بنیان چه در قامت یک واحد صنعتی؛ راهی است که باید پیمود.

با این اوصاف باید بپذیریم که شرکت های دانش بنیان در بدنه اقتصاد دانایی محور دارای مشکلاتی هستند که اگر برطرف نشوند به طور قطع نمی توانیم در زمان تحریم نیز روی فعالیت های آنها حساب کنیم. به عبارتی نمی توانیم با اقتدار بگوییم امروز اقتصاد دانش بنیان پیکر تحریم را نابود می کند تا وقتی که نگاه جزء نگر به واحدهای ریز و درست دانش بنیان نداشته باشیم؛ از ایده تا تولید انبوه در اقتصاد دانش بنیان راه چندان طولانی نیست؛ اما شاید برای شما هم سوال پیش آمده باشد که چرا محصولات فناوری که در کشورهای پیشرفته ساخته می‌شوند بعد از مدت کوتاهی بازار را فرامی‌گیرند و به اصطلاح به چرخه تولید انبوه صنعتی می‌رسند اما برخی از کشورها همچون ایران در زمینه محصولات فناور برای رسیدن به تولید انبوه راه درازی را باید طی کنند. این سوالی است که هر کس می‌تواند پاسخی به آن دهد اما می‌توان با طرح یک فرضیه یک پاسخ کلی به آن داد. فرضیه ما این است که از مرحله طراحی تا ساخت محصولات فناور، فرآیند هدفمندی طی نمی‌شود. آن هم به این دلیل که سازندگان یا صنعتگر نیستند یا با بازار و صنعت بیگانه‌اند.

 به عبارتی، محصولات فناور ما در چالش ابداع و اختراع مانده‌اند و دست صنعت هنوز به آنها نرسیده است؛ به باور دیگر محصولات فناور از آنجا که از ابتدا برای بازار مصرف خودمان طراحی و ساخته نمی‌شوند، نمی‌توانند بازار مصرف را درک کنند. این رویه در کشورهای پیشرفته وجود ندارد؛ چرا که در آنجا مراکز تحقیق و توسعه وجود دارد که هدفمند کالاها را طراحی و تولید می‌کند. به علاوه اینکه اگر قرار باشد ۱۰۰ مدل کالای فناور تولید شود، به نحوی برنامه‌ریزی خواهد شد که هزینه‌های اولیه آن جبران می‌شود.

آینده نگری و آینده سازی

 باور کنیم که بیش از ۵۰ درصد رشد ناخالص داخلی در برخی از کشورهای پیشرفته از محصولات دانش‌بنیان به‌دست می‌آید. این موضوع تاکیدکننده آن است که نگاه بلندمدت در این کشورها وجود دارد که می‌تواند آینده بازار مصرف داخلی را پیش‌بینی کند. ازاین رو شرکت‌های فناور باید حداقل برای بازار مصرف داخلی برنامه‌ریزی داشته باشند. با این همه متاسفانه تا سخن از بازار مصرف به میان می‌آید، به ناگاه از کشورهای ترکیه و افغانستان و آسیای میانه یاد می‌شود و کمتر به این نکته پرداخته می‌شود که باید بازار داخل را تغذیه کرد. ناگفته نماند که دولت‌ها در کشورهای پیشرفته از شرکت‌های فناور حمایت می‌کنند و همین حمایت در قالب صندوق‌های تسهیلات می‌تواند بخشی از هزینه‌های آنها را جبران کند.

البته این تمام ماجرای تولید انبوه محصولات فناور نیست. نگاهی به مسائل داخلی کشور خودمان می‌اندازیم؛ واردات سهم زیادی از مصرف داخل را پوشش می‌دهد. تعارف‌بردار هم نیست؛ از این رو آینده نگری در اقتصاد فناور و دانش بنیان حرف اساسی را می زند. از طرفی، اگر در کشور ما مشابه بسیاری از کشورها، سازمان‌ها به خرید تولید داخلی موظف شوند، هم بازار رقابتی برای محصولات ایجاد می‌شود هم در یک دوره زمانی کمک موثری به شرکت تولیدکننده برای تامین مالی خواهد شد. اما در زمانی که کارفرمایان و سازمان‌ها به تولید داخلی اعتماد نمی‌کنند، نه بازار مناسب برای محصولات ایجاد می‌شود و نه نرخ تمام‌شده محصول قابل رقابت با محصولات خارجی خواهد بود.

از این رو در کنار مشکل تامین سرمایه برای دانش بنیان ها، می توان از نبود آینده نگری صحیح برای بازار مصرف داخلی و بی توجهی به اصل مزیت نسبی سخن گفت؛ آن زمان است که از چالش های دیگری همچون بازاریابی محصولات و اصل تجاری شدن تولیدات سخن می رود؛ وقتی این زنجیره حل ناشده بماند، چطور می توان انتظار تولید انبوه و اثرگذاری دقیق در اقتصاد دانش بنیان را داشته باشیم؛ در نتیجه تا جایی اقتصاد دانش بنیان و دانایی محور می تواند ناجی سختی های کنونی باشد که شاکله خود نیز به درستی شکل گیرد؛ تا وقتی که پول دادن به افراد نخبه، اجرای طرح‌های یکسان در دانشگاه‌ها، هدف‌گذاری افزایش تعداد شرکت دانش‌بنیان از ۲هزار به ۲۰هزارشرکت،معافیت مالی برای شرکت‌های دانش‌بنیان بزرگ، ایجاد مالکیت‌های بی‌اندازه و بی‌قاعده،… جزوسیاست‌گذاری‌های دولت باشد، باید نابودی شرکت‌های بزرگ و کوچک را هم شاهد بود؛ در اقتصاد دانش بنیان بر خلاف رویکرد سنتی، باید سیاست ما اقتصادی باشد، نه اقتصاد ما سیاسی؛ و این همان چالشی است که می تواند سد راه دانش بنیان های کوچک باشد؛

چه باید کرد؟

کاش می شد به جای تعریف تجاری سازی و بازریابی، به مصرف کنندگان داخلی و نیازهای آنان بیشتر توجه کرد؛ باور کنیم که مردم خود ما نیز از اختراع و ابداع در تولیدات لذت می برند و همواره مجبور نیستند چینی بخرند؛ ای کاش روزی جلوی واردات گرفته می شد و قطعات محصولات دانش بنیان برای ماموران گمرک ناشناخته نمی ماند تا جلوی ورود آنها را بگیرند؛ ای کاش به جای بلند فریاد زدن اقتصاد دانش بنیان کمی از صنعتگران سنتی بگوییم که به فناوران به چشم کارآموز نگاه می کنند و نیازی به سرمایه گذاری در طرح های آنها نمی بینند؛ ای کاش دولت به جای دادن پول به دانش بنیان ها زمینه تحرک و پویایی و دوام آنها را تضمین می کرد؛ ای کاش هر شرکتی برای خالی نبودن عریضه لفظ دانش بنیان را برای کار خود به کار نمی برد؛ ای کاش از ایده تا تولید دانش بنیان ها راه درازی نبود یا که بازار مصرف برایشان داغ تر بود؛ به نظر می رسد که جواب این ای کاش ها کمی آینده نگری و توجه به نیازهای داخلی مردم و تولید برای آنها در شرایط تحریم باشد. دانش بنیان ها می توانند کشور را در تحریم نجات دهند؛ این حرف اشتباهی نیست؛ اما به طور قطع زیرساخت هایی که مطرح شد باید حاصل شود.

برچسب هاپژوهش ها

به این مطلب امتیاز دهید.

۱ امتیاز۲ امتیاز۳ امتیاز۴ امتیاز۵ امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
Loading...
اشتراک گذاری:

درج دیدگاه