از احساس بی تفاوتی تا بروز گسست اجتماعی

اشتراک گذاری:

آسیب شناسی جامعه ایرانی

احساس بی تفاوتی که میتواند تا بروز گسست اجتماعی به پیش رود از اسیب های جامعه ایرانی است

دکتر کیومرث قیصری

آسیب های جامعه ایرانی

فرهنگ ایرانی اسلامی جامعه ما همواره بر داشتن روحیه همدلانه و مسئولیت پذیری در برابر دیگران و مشارکت و همیاری تاکید داشته و علاوه بر آنکه بنی آدم را اعضای یک پیکر واحد قلمداد نموده، شرط لازم باقی ماندن آدمی در دایره انسانیت را داشتن حساسیت نسبت به درد و رنج دیگران قلمداد می نماید.

در بسیاری از احایث معصومین (ع) به این بعد از وظایف اجتماعی توجه شده است و احسان و خدمت به بندگان خدا، رفع گرفتاری و حل مشکلات آنان در زمره برترین عبادات ذکر شده است. و بر مواردی مانند تلاش برای رفع  همّ و غم و گرفتاری از مومنان ، مشورت و راهنمایی برای حل مشکلات یا اختلافات ، میانجی‌گری و فراهم نمودن وسایل ازدواج دیگران، راهنمایی دیگران به خیر و نیکی، صله ارحام، شاد کردن مؤمنان و موارد بسیار دیگری تاکید شده است.

بی تفاوتی در نقطه مقابل همدلی، مشارکت و احساس مسئولیت در برابر دیگران قرار دارد انزوا طلبی، سرخوردگی ، کاهش روحیه غمخواری و جابجایی انگیزشی نسبت به دیگران، فرد گرایی، گسست از هنجارها ، ارزشها وتعلقات اجتماعی، بحرانهای هویتی و شخصیتی، خود محوری شناختی، عاطفی و عملی و… از جمله علائم و نشانه های شیوع بی تفاوتی در فرد و جامعه است. صاحب نظران علوم اجتماعی و تربیتی؛ بی تفاوتی را رفتاری می دانند که در وضعیتی از نبود یا بی اعتنایی به احساس درونی و عاطفه انسانی، بی علاقگی و سطح اندک درگیری هیجانی نسبت به گرفتاری و نیاز به همراهی دیگران در محیط پیرامونی بروز می کند و می تواند با نشانه هایی از افسردگی یا روان گسیختگی اشتراک هایی داشته باشد.

شکل گیری بی تفاوتی اجتماعی

در واقع بی تفاوتی نوعی تهدید است که به تمایل افراد به عدم دخالت در امور و پذیرش مسئولیت اشاره می نماید. در هر جامعه ای برخی شرایط بنیادی وجود دارد که در صورت عدم وجود آنها جامعه به شدت دچار اختلال خواهد شد. یکی از مهمترین این اختلالات آن است که جمعیت یک جامعه بی تفاوت شود و این برای آن جامعه تهدیدی جدی به شمار می آید تا آنجا که همه ساختار ها را تحت تاثیر قرار می دهد. بر همین اساس در حوزه سیاسی و اجتماعی از اصطلاح «اکثریت خاموش» جهت اشاره به بخشی از مردم که نسبت به مسائل جامعه خود بی تفاوت و بی اعتنا هستند، استفاده می شود. ایجاد بی تفاوتی در نسل جوان، نیز همانگونه است که اکثریت خاموش هست. چرا که این نوع بی تفاوتی همراه با نوعی سرخوردگی و تقابل با نظم موجود در جامعه نیز می باشد.

برای نظام جمهوری اسلامی که با حضور پررنگ و حماسی مردم در بهمن ۵۷ به پیروزی رسید و با وجود دشمن های منطقه ای و جهانی با اتکاء به حمایت مردم از گردنه های دشوار و صعب العبوری مانند جنگ ۸ ساله، تحریمهای مختلف اقتصادی، سیاسی و … عبور نمود بروز و شیوع چنین پدیده ای بویژه در نسل جوان می تواند هشداری جدی در پدیدآیی مسائل حاد امنیتی درونی و بیرونی باشد.

وضعیت بی تفاوتی و سرخوردگی اجتماعی

کاهش معنا دار مشارکت طبقات پایین جامعه و روستاییان در انتخابات اخیر، بی علاقگی نسل جوان به فعالیت در انجمن ها و سازمانهای مردم نهاد، فقدان دغدغه و انگیزهِ اجتماعیِ لازم بویژه در قشر دانشگاهی و تحصیل کرده، بی اعتنایی نسبت به مسائل کلان جامعه در مقایسه با موارد گذشته، کاهش حساسیت نسبت به هنجار شکنی های مذهبی و اخلاقی، اساس قرار گرفتن معیار هزینه-پاداش در روابط انسانی، کاهش روحیه نوع دوستی و بروز واکنش انفعالی در مواجهه با موقعیت های اضطراری مانند؛ نزاع های خونین در مقابل دیده‌های مردم که اصل امر به معروف در آن نادیده گرفته می شود و عمده مردم در قالب تماشاچی و موبایل به دست حضور دارند، همگی علائم مبتلا شدن جامعه ایرانی به بیماری بی تفاوتی است.

بر اساس پژوهش صورت گرفته در شهر تهران ۴/۳۸ درصد از شرکت کنندگان احساس بی تفاوتی اجتماعی بالا، ۴/۵۸ درصد احساس بی تفاوتی اجتماعی متوسط و تنها ۳/۳ از شرکت کنندگان تهرانی این پژوهش احساس بی تفاوتی اجتماعی پایین داشته اند. نتایج تجربی حاصل از تحلیل‌های پژوهش وضعیت نگران کننده ای را به مثابه یک معضل اجتماعی ترسیم می کند. رهبر معظم انقلاب از همان ابتدا نسبت به این پدیده هشدار دادند. ایشان در دیدار با دانشجویان و دانش آموزان می فرمایند: «در حرکت عظیم ملت ایران، نسل جوان باید پیشرو باشد. برای نسل جوان – بخصوص نسل جوان دانشجو – بی‌تفاوتی و خونسردی جایز نیست. آن جوانی که به سرنوشت کشور نیندیشد و حوادث و خصومت هایی را که نسبت به کشورش در دنیا سازماندهی می‌شود، نبیند و نسبت به آنها نجوشد و نخروشد، آن جوان لایق این نیست که نام جوان شهروند یک ملت انقلابی را روی خودش بگذارد. روح جوان، آن روح پر تپشی است که در سختیها، به داد کشور و ملت رسید و آنها را نجات داد. جوانان عزیز! دشمن روی شما سرمایه‌گذاریهای زیادی می‌کند؛ حواستان جمع باشد. عده‌یی را به بی‌تفاوتی می‌کشاند و عده‌یی را دلسرد و مأیوس می‌کند. یأس، بزرگترین آفت جوان است. جوانها بدانند که متأسفانه یأس به روح جوان زودتر راه پیدا می‌کند؛ همچنان که امید این‌گونه است. در مقابل یأسی که دشمن می‌خواهد به جوانها تلقین و تزریق کند، خودتان را مصونیت بدهید.»( ۱۰/۸/۱۳۶۸)

فرایند حرکت از بی تفاوتی تا گسست اجتماعی

احساس بی قدرتی، عدم اثر بخشی و یا عدم کارایی از جمله عوامل موثر در ایجاد بی تفاوتی می باشد. این عوامل رابطه مستقیمی با سازو کار های مناسبات حاکم بر قدرت دارند و مبانی نظریه های مبتنی بر «جامعه پذیری عدم اثر بخشی» را تشکیل می دهند هر قدر افراد جامعه سطح بالایی از احساس عدم اثر بخشی را در فرایندهای اجتماعی–سیاسی تجربه نمایند، احتمال بروز بی تفاوتی افزایش می یابد. اگر فرد تصور نماید که میزان تلاش او در راستای حل مساله ربطی با میزان حل مساله ندارد، در این شرایط فرد کم کم از میزان تلاش خود می‌کاهد و یا به عبارتی در اصطلاح روانشناسی دچار «درماندگی آموخته شده» می‌گردد. در این حالت فرد استرس و فشار روانی زیادی را تجربه می‌کند اما ممکن است بروز بیرونی نداشته باشد. بدین معنا که فرد می‌آموزد تلاشی نکند، زیرا تغییری ایجاد نمی‌شود. این شرایط می‌تواند شرایط ابتدایی افسردگی را ایجاد کند در این حالت افراد تصمیم می‌گیرند از شرایط کناره گیری کنند و کاری انجام ندهند. بی تفاوتی به تغییرات محیطی و عدم تلاش در جهت تغییر شرایط بطور کامل واضح خواهد بود. پس از احساس عدم اثربخشی، زنجیره ای از احساسات و نگرش در پی هم ایجاد می شوند.«احساس بی قدرتی» عبارت است از باور فرد به اینکه رفتار او قادر به تحقق و تعیین نتایج مورد انتظار نبوده و وی را به هدفی که کنش او بر اساس آن تجهیز گردیده است رهنمون نیست.

پس از ایجاد بی قدرتی، فرد جوان دچار تضادهایی با جامعه می شود که اولین سطح آن را می توان در قالب «احساس بی معنایی و بی هنجاری» بررسی کرد یعنی ابهام و تردید در خصوص معیار های مطرح در سطح جامعه. احساس بی هنجاری یعنی اینکه فرد تصور کند که تنها از طریق کنشهایی که مورد تایید جامعه نیست می تواند به اهداف خود دست یابد. در چنین شرایطی تعهدات فرد کاهش می یابد و احساس بی اعتنایی و بی علاقگی نسبت به مشارکت های اجتماعی و سیاسی در افراد افزایش می یابد. بدین صورت فرد وارد مرحله «احساس انزوای اجتماعی» می شود که حالتی است که فرد با زمینه اجتماعی خود سازگاری نداشته باشد و از ارزشها و آرمانهای مطرح در جامعه منفک می گردد. در این شرایط جوان دچار نوعی ناامنی می شود که تصور فرد در خصوص عدم مصونیت در برابر کنشگران مختلف در زمینه ابراز عقیده و نیز فعالیت های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و … می باشد. «احساس گسست اجتماعی» به عنوان آخرین مرحله زمانی است که فرد به عدم تعلق و وابستگی و جدایی کامل با ارزشهای اجتماعی جامعه خود مبتلا می شود و سازه های ذهنی خود را در تقابل با استاندارد های جامعه بنا می نهد. در این شرایط فرد می تواند به تقابل خشونت آمیز با جامعه روی آورد و تنش های اجتماعی و امنیتی به وجود آورد.

برچسب هاتحلیل کوتاه

به این مطلب امتیاز دهید.

۱ امتیاز۲ امتیاز۳ امتیاز۴ امتیاز۵ امتیاز (هنوز امتیازی داده نشده)
Loading...
اشتراک گذاری:

درج دیدگاه